 |
|  |
88 روایت و حکمت از امام حسن (علیه السلام)(4195 مجموع کلمات موجود در متن) (437 بار مطالعه شده است)  ادیث امام حسن علیه
السلام
1. از آن حضرت سؤال شد : زهد چيست ؟ فرمود : رغبت به تقوى و بى رغبتى به
دنيا .
(تحف العقول ، ص 227)
2. از آن حضرت سؤال شد : مروت چيست ؟ فرمود : حفظ دين ، عزت نفس ، نرمش ،
احسان ، پرداخت حقوق و اظهار دوستى نسبت به مردم .
(تحف العقول ، ص 227)
3. از آن حضرت سؤال شد : كرم چيست ؟ فرمود : بخشش پيش از خواهش و اطعام در
قحطى .
(تحف العقول ، ص 227)
4. از آن حضرت سؤال شد بخل چيست ؟ فرمود : آنچه در كف دارى شرف بدانى ، و
آنچه
انفاق كنى تلف شمارى .
(تحف العقول ، ص 227)
5. از آن حضرت سؤال شد : بى نيازى چيست ؟ فرمود : رضايت نفس به آنچه
برايش
قسمت شده ، هر چند كم باشد .
(تحف العقول ، ص 228)
6 . از آن حضرت سؤال شد : فقر چيست ؟ فرمود : حرص به هر چيز .
(تحف العقول ، ص 228)
7. از آن حضرت سؤال شد : شرف چيست ؟ فرمود : موافقت با دوستان و حفظ
همسايگان .
(تحف العقول ، ص 228)
8. از آن حضرت سؤال شد : پستى و ناكسى چيست ؟ فرمود : به خود رسيدن و
بىاعتنايى
به همسر .
(تحف العقول ، ص 228)
9. پناهنده به خدا آسوده و محفوخ است ، و دشمنش ترسان و بىياور
(تحف العقول ، ص 229)
10. از خدا بر حذر باشيد با زيادى ياد او ، و از خدا بترسيد به وسيله تقوى ،
و به خدا نزديك شويد با طاعت ، به درستى كه او نزديك است و پاسخگو .
(تحف العقول ، ص 229)
11. بزرگى كسانى كه عظمت خدا را دانستند اين است كه تواضع كنند ، و عزت
آنها كه
جلال خدا را شناختند اين است كه برايش زبونى كنند ، و سلامت آنها كه
دانستند
خدا چه قدرتى دارد اين است كه به او تسليم شوند .
(تحف العقول ، ص 229)
12. بدانيد كه خدا شما را بيهوده نيافريده و سر خود رها نكرده ، مدت عمر شما
را
معين كرده ، و روزى شما را ميانتان قسمت كرده ، تا هر خردمندى اندازه خود
را
بداند و بفهمد كه هر چه برايش مقدر است به او مىرسد ، و هر چه از او نيست
به او نخواهد رسيد ، خدا خرج دنياى شما را كفايت كرده و شما را براى پرستش
فراغت بخشيده و به شكرگزارى تشويق كرده ، و ذكر و نماز را بر شما واجب كرده
و تقوى را به شما سفارش كرده ، و آن را نهايت رضايتمندى خود مقرر ساخته .
(تحف العقول ، ص 234)
13. اى بندگان خدا ، از خدا بپرهيزيد ، و بدانيد كه هر كس از خدا بپرهيزد ،
خداوند
او را به خوبى از فتنهها و آزمايشها برآورد و در كارش موفق سازد و راه حق را
برايش آماده كند .
(تحف العقول ، ص 234)
14. هيچ مردمى با هم مشورت نكند مگر اينكه به درستى هدايت شوند .
(تحف العقول ، ص 236)
15. پستى و ناكسى اين است كه شكر نعمت نكنى .
(تحف العقول ، ص 236)
16. در طلب مانند شخص پيروز مكوش ، و مانند كسى كه تسليم شده به قدر اعتماد
نكن
چون به دنبال كسب و روزى رفتن سنت است ، و ميانهروى در طلب روزى از
عفت
است ، و عفت مانع روزى نيست ، و حرص موجب زيادى رزق نيست . به درستى
كه
روزى قسمت شده و حرص زدن ، موجب گناه مىشود .
(تحف العقول ، ص 236)
17. انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتى وعده مىدهد زير بار مسؤوليت
مىرود ، و تا به وعدهاش عمل نكند رها نخواهد شد .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113)
18. آن كس كه بر حسن اختيار خداوند توكل و اعتماد كند ( و به قضا و قدر الهى
خوشنود
باشد ) آرزو نمىكند در غير حالى باشد كه خداوند برايش اختيار كرده است .
(تحف العقول ، ص 236)
19. خيرى كه هيچ شرى در آن نيست ، شكر بر نعمت و صبر بر مصيبت و ناگوار
است .
(تحف العقول ، ص 237)
20. آن حضرت - عليه السلام - به مردى كه از بيمارى شفا يافته بود ، فرمود
:
خدا يادت كرد پس يادش كن ، و از تو گذشت پس شكرش كن .
(تحف العقول ، ص 237)
21. هر كس كه پيوسته به مسجد رود يكى از اين هشت فايده نصيبش شود : آيه
محكمه
دستيابى به برادرى سودمند ، دانشى تازه ، رحمتى مورد انتظار ، سخنى كه او
را
به راه راست كشد يا او را از هلاكت برهاند ، ترك گناهان از شرم مردم و ترس
از خدا .
(تحف العقول ، ص 238)
22. به درستى كه پر ديدترين ديدهها آن است كه در خير نفوذ كند ، و
شنواترين گوشها
آن است كه تذكرى را بشنود و از آن سود برد ، سالمترين دلها آن است كه از
شبهها
پاك باشد .
(تحف العقول ، ص 238)
23. مردى به امام حسن - عليه السلام - عرض كرد : دخترى دارم ، به نظر شما
با
چه كسى وصلت كنم . فرمود : با كسى كه متقى و باايمان باشد . چون اگر او
را دوست بدارد ، مورد احترامش قرار مىدهد ، و اگر از او نفرت داشته
باشد ، به او ظلم نمىكند .
(مستظرف ، ج 2 ، ص 218)
24. به درستى كه نعمت دنيا پايدار نيست ، نه از آسيبش آسودگى هست ، و نه
از
بديهايش جلوگيرى ، فريبى است حايل سعادت ، و تكيه گاهى است خميده .
(تحف العقول ، ص 239)
25. اى بندگان خدا از عبرتها پند گيريد ، و از اثر گذشتگان متوجه شويد ، و
به وسيله نعمتها از نافرمانى خدا باز ايستيد ، و از پندها سود بريد .
(تحف العقول ، ص 239)
26. به درستى كه خداوند ماه رمضان را ميدان مسابقه خلق خود ساخته تا به
وسيله
طاعتش به رضاى او سبقت گيرند .
(تحف العقول ، ص 239)
27. به خدا سوگند اگر پرده برگيرند ، معلوم مىشود كه نيكوكار مشغول كار نيك
خود
است و بدكار گرفتار بدكردارى خود .
(تحف العقول ، ص 240)
28. اى پسرم با هيچكس برادرى مكن تا بدانى كجا مىرود و از كجا مىآيد و چه
ريشهاى
دارد ، پس چون خوب از حالش آگاه شدى و معاشرتش را پسنديدى با او برادرى
كن
به شرط گذشت از لغزش و كمك در تنگى .
(تحف العقول ، ص 236)
29. از آن حضرت سؤال شد : ترس چيست ؟ فرمود : دليرى بر دوست و گريز از دشمن
.
(تحف العقول ، ص 227)
30. ننگ كشيدن آسانتر از دوزخ رفتن است .
(تحف العقول ، ص 237)
31. سفاهت ، به پستى گراييدن و با گمراهان نشستن است .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 115)
32. آن حضرت در وصف برادر ( دوست ) نيكوكارش فرمود : از همه مردم در چشم
من
بزرگتر بود و سر بزرگوارى او در نظر من كوچكى دنيا در چشم او بود ، جهل و
نادانى
بر او تسلط نداشت ، اقدام نمىكرد مگر بعد از اطمينان به سودمند بودن آن .
نه
شكايتى داشت و نه خشم و دلتنگى . بيشتر عمرش خاموش بود ، و چون لب به
سخن
مىگشود بر همه گويندهها چيره بود ، ضعيف و ناتوان مىنمود ، اما هنگام نبرد
شيرى درنده بود . چون با دانشمندان مىنشست به شنيدن شيفتهتر بود تا گفتن
. به
هنگام ضرورت سخن ، سكوت خود را مىشكست . نمىگفت آنچه را عمل نمىكرد و
عمل
مىكرد آنچه را نمىگفت ، چون در برابر دو كار قرار مىگرفت كه نمىدانست
كدام
خداپسندانهتر است آن را در نظر مىگرفت كه پسند نفسش نبود ، هيچكس را به
خاطر
كارى كه مىتوان از آن عذرى آورد سرزنش نمىكرد .
(تحف العقول ، ص 237)
33. كسى كه عقل ندارد ادب ندارد ، و كسى كه همت ندارد مروت ندارد ، و كسى
كه دين
ندارد حيا ندارد . و خردمندى موجب معاشرت نيكو با مردم است ، و به وسيله
عقل
سعادت هر دو عالم به دست مىآيد .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111)
34. تعجب مىكنم از كسانيكه در غذاى جسم خود فكر مىكنند ولى در امور معنوى
و غذاى
جان خويش تفكر نمىكنند. شكم را از طعام مضر حفظ مىكنند ولى در روح و روان
خويش
افكار پليد و پستى را وارد مىكنند .
(بحار الانوار، ج 1 ، ص 218)
35. حضرت مجتبى - عليه الاسلام - بهترين جامههاى خود را در موقع نماز
مىپوشيد ، كسانى
از آن حضرت سبب اين كار را سؤال كردند ، در جواب فرمود : خداند جميل است و
جمال و زيبايى را دوست دارد به اين جهت خود را در پيشگاه الهى زينت
مىكنم ،
خداوند امر فرموده كه با زينتهاى خود در مساجد حاضر شويد .
(تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 14)
36. تنها چيزى كه در اين دنياى فانى ، باقى مىماند قرآن است ، پس قرآن
را پيشوا و
امام خود قرار دهيد ، تا به راه راست و مستقيم هدايت شويد . همانا محق ترين
مردم به قرآن كسانى هستند كه بدان عمل كنند اگر چه آن را حفظ نكرده باشند
، و
دورترين افراد از قرآن كسانى هستند كه به دستورات آن عمل نكنند گرچه قارى
و
خواننده آن باشند .
(ارشاد القلوب ، ص 102)
37. اى مردم هر كس براى خدا اخلاص ورزد و سخن او را راهنماى خود قرار دهد
به راهى
كه درستتر و استوارتر است هدايت مىشود و خداوند او را براى آگاهى و هوشيارى
توفيق داده و به عاقبت خوش كمك كرده است .
(تحف العقول ، ص 229)
38. پرسش صحيح نيمى از علم است ، و مدارا كردن با مردم نيمى از عقل است ،
و
اقتصاد و اعتدال در زندگى نيمى از مخارج است .
(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 108)
39. بيشترين زيركى ، ترس از خدا و پرهيزكارى است و بيشترين نادانى ، عياشى
و
شهوترانى است .
(حليه الاولياء ، ج 2 ، ص 37)
40. مادرم فاطمه ( س ) را ديدم كه شب جمعه تا صبح مشغول عبادت و ركوع و
سجود بود
و شنيدم كه براى مؤمنين دعا مىكرد و اسامى آنان را ذكر مىنمود و براى
آنان بسيار
دعا مىكرد ولى براى خودش دعا نكرد ، پس به او عرض كردم : مادر چرا همان
طور
كه براى ديگران دعا كردى براى خودت دعا نكردى ، فرمودند : پسرم ، اول
همسايه
را مقدم دار و سپس خود و اهل خانه را .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 81)
41. رسول خدا ( ص ) فرمود : محبت و دوستى ما اهل بيت را اختيار كنيد ، چون
هر كس
خدا را در حالى ملاقات كند كه ما اهل بيت را دوست داشته باشد ، با شفاعت ما
وارد بهشت مىشود .
(محاسن ، ص 61)
42. اى مردم ! از جدم پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود : من شهر علم و دانشم و
على ( ع )
دروازه آن است ، آيا از غير دروازه وارد شهر مىشوند ؟
(امالى صدوق ، ص 207)
43. شخصى به امام حسن - عليه السلام - عرض كرد : اى پسر پيامبر خدا چرا ما
از مرگ
اكراه داريم و آن را دوست نداريم ؟ حضرت فرمود : چون شما آخرت خود را خراب
و دنيايتان را آباد كردهايد ، بنابراين انتقال از عمران و آبادانى به خرابى
و
ويرانى را دوست نداريد .
(بحار الانوار ، ج 44 ، ص 110)
44. سوگند به خداوند ! هر كس ما را دوست داشته باشد ، اگر چه در دورترين نقاط
مانند ديلم اسير باشد ، دوستى ما براى او مفيد است . همانا محبت ما گناهان
فرزندان آدم را از بين مىبرد ، همانطور كه باد برگ درختان را مىريزد .
(بحار الانوار ، ج 44 ، ص 24)
45. بيشتر اهل كوفه به معاويه نوشتند : ما با تو هستيم ، اگر مىخواهى ما
حسن ( ع )
را دستگير مىكنيم و پيش تو مىفرستيم . بعد خيمه امام حسن ( ع ) را غارت
كرده
و آن حضرت را مجروح كردند . پس امام حسن ( ع ) به معاويه نوشت :
همانا اين امر ( حكومت ) و جانشينى پيامبر از آن من و اهل بيت من است و
براى
تو و اهل بيت تو حرام است ، من اين مطلب را از رسول خدا شنيدم . سوگند به
خداوند ، اگر يارانى شكيبا و آگاه به حق خويش مىيافتم ، تسليم تو نمىشدم
و آنچه
را مىخواستى به تو نمىدادم .
(بحار الانوار ، ج 44 ، ص 45)
46. اگر همه دنيا را تبديل به يك لقمه غذا كنم و به انسانى كه خدا را از
روى خلوص
عبادت مىكند بخورانم ، باز احساس مىكنم كه در حق او كوتاهى كردهام . و
اگر
از استفاده كردن كافر از دنيا جلوگيرى كنم تا به آن اندازه كه جانش از
شدت
گرسنگى و تشنگى به لب برسد ، آنگاه جرعهاى آب به او بدهم ، خود را
اسرافكار
مىپندارم .
(تنبيه الخواطر و نزهة النواطر ( مجموعه ورام ) ، ج 1 ، ص 350)
47. والاترين مقام نزد خداوند ، از آن كسى است كه بيشتر از همه به حقوق
مردم آشنا
باشد و در اداى آن حقوق ، بيشتر از همه كوشا باشد . و كسى كه در برابر
برادران
دينى خود تواضع كند ، خداوند او را از صديقين و شيعيان اميرالمؤمنين - عليه
السلام - قرار مىدهد .
(حياة امام حسن بن على ، ج 1 ، ص 319)
48. پيامبر خدا ( ص ) فرمود : هيچ بندهاى حقيقتا مؤمن نيست مگر اينكه نفس
خود
را شديدتر از محاسبه بين دو شريك و يا محاسبه مولا از بنده خود مورد محاسبه
قرار دهد .
(بحار الانوار ، ج 70 ، ص 72)
49. پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : يكى از موجبات آمرزش گناهان ، مسرور
كردن
برادران دينى است .
(مجمع الزوائد و منبع الفوائد ، ج 8 ، ص 193)
50. دنيا محل گرفتارى و آزمايش است و هر چه در آن است رو به زوال و
نابودى
مىباشد ، و خداوند ما را از احوال دنيا آگاه كرده است تا عبرت گيريم ، و
به ما وعده عذاب داده تا بعد از آن ، حجتى بر خدا نداشته باشيم . پس در
اين دنياى فانى زهد بورزيد و به آنچه باقى و پايدار است رغبت داشته باشيد
و در خفا و آشكار از خدا بترسيد .
(توحيد صدوق ، ص 378)
51. هنگامى كه مستحبات به واجبات ضرر برسانند ، آنها را ترك كنيد .
(تحف العقول ، ص 236)
52. سه چيز مردم را هلاك مىكند : تكبر ، حرص و حسد . چون تكبر دين انسان را
از بين
مىبرد و شيطان هم به واسطه تكبر ملعون و منفور شد ، و حرص دشمن نفس انسان
است
و حضرت آدم به سبب حرص از بهشت رانده شد ، و حسد راهبر بدى و بدبختى است
و
به سبب حسد قابيل برادرش هابيل را كشت .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111)
53. علم و دانش خود را به مردم ياد بده و علم ديگران را ياد بگير تا بدين
وسيله هم
علم خود را محكم و استوار كنى و هم آنچه نمىدانى بياموزى .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111)
54. فقط به ديدار كسى برو كه يا به عطا و بخشش او اميدوار باشى و از قدرت او
بترسى ، يا از علم او استفاده كنى ، يا به بركت دعاى او اميدوار باشى ، و
يا از خويشان تو باشد .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111)
55. ظالمى شبيهتر از حسود به مظلوم نديدهام .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111)
56. آنچه از امور دنيوى را كه طلب كردى ولى به دست نياوردى ، فراموش كن
.
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111)
57. هر كس را كه خداوند توفيق دعا كردن بدهد ، باب اجابت را برايش باز
مىكند
و هر كس را كه توفيق طاعت و عبادت دهد ، باب قبول را برايش باز مىكند و
هر كس را كه توفيق شكرگزارى دهد ، باب افزايش نعمتها را برايش باز مىكند .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113)
58. به امام مجتبى - عليه السلام - عرض شد : اى پسر پيامبر خدا در چه حالى
هستى ؟
فرمود : خدايى دارم كه بر من مسلط است ، و آتش جهنم در پيش روى من است ،
و
مرگ مرا مىخواند ، و حساب آخرت مرا احاطه كرده است ، و در قيد و بند اعمالم
هستم ، نمىتوانم آنچه را كه دوست دارم به دست آورم و آنچه را دوست
ندارم از
خود دور كنم چون انجام امور به دست ديگرى است . اگر بخواهد ، مرا عذاب
مىكند
و اگر بخواهد ، مرا مىبخشد . پس كدام فقير و محتاجى است كه محتاج تر از من
باشد ؟
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113)
59. وعده دادن آفت كرم و بخشش است ، و چاره آن انجام و اتمام بخشش است
.
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113)
60. براى مجازات در خطاها و لغزشها عجله نكن ، و بين خطا و مجازات براى
عذرخواهى
فرصتى باقى بگذار .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113)
61. مصيبتها و ناملايمات كليدهاى پاداش و ثواب هستند .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113)
62. نعمت ، امتحان و آزمايش الهى است . پس اگر شكر كردى ، نعمت است و اگر
ناسپاسى كردى ، به غضب و خشم الهى تبديل مىشود.
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 113)
63. از بهره زبانت همان مقدار براى تو كفايت مىكند كه راه هدايتت را از
گمراهى
روشن كند .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 114)
64. از تفكر و تعقل غافل نشويد ، زيرا تفكر حيات بخش قلب آگاه و كليد درهاى
حكمت است .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 115)
65. اى پسر آدم ، از زمانى كه از مادر زاييده شدى مشغول نابود كردن عمر خود
بودهاى ، پس از باقىمانده عمر خود براى آينده ( عالم آخرت ) ذخيره كن ،
به درستى كه مؤمن از اين دنيا زاد و توشه برمىگيرد و كافر خوشگذارنى مىكند
.
و بعد اين آيه را تلاوت فرمودند : " و زاد و توشه برگيريد ، به درستى كه
بهترين توشه تقوى است " .
(كشف الغمه ، ج 1 ، ص 572)
66. آماده سفر آخرت شو و قبل از فرارسيدن مرگ زاد و توشه خود را فراهم كن ،
و بدان
كه تو در حالى دنيا را مىطلبى كه مرگ ، تو را مىطلبد ، و امروز غم و اندوه
فردا
را نداشته باش ، و بدان كه هر چه از مال دنيا بيشتر از غذا و خوراك خود به
دست آوردى در حقيقت آن را براى ديگران ذخيره كردهاى ، و بدان كه اموال
حلال
دنيا مورد محاسبه قرار خواهد گرفت و اموال حرام دنيا عقاب و مجازات دارد و
در اموال شبهناك و مشكوك سرزنش هست . پس دنيا را مانند مردارى فرض كن و
آن مقدار از آن برگير كه تو را كفايت كند ، پس اگر حلال باشد تو زهد
ورزيدهاى
و اگر حرام باشد گناهى مرتكب نشدهاى چون به مقدار اضطرار و ناچارى استفاده
كردهاى آنچنان كه از مردار به هنگام ناچارى استفاده مىشود ، و اگر در آن
عتاب
و سرزنش باشد ، سرزنشى كم و آسان خواهد بود .
(بحار الانوار ، ج ، 44 ، ص 139)
67. براى دنيايت آنچنان رفتار كن كه گويا براى هميشه زندهاى ، و براى
آخرتت چنان
رفتار كن كه گويا فردا خواهى مرد .
(بحار الانوار ، ج ، 44 ، ص 139)
68. اگر به خاطر نيازى مجبور شدى با مردى دوست و همنشين شوى ، پس با كسى
دوست شو
كه وقتى با او همنشينى مىكنى ، موجب زينت تو باشد و هنگامى كه به او
خدمتى
كردى ، از تو حمايت كند و هنگامى كه از او در خواست كمك كردى ، تو را يارى
كند و اگر سخنى گفتى ، سخن تو را تصديق كند و اگر حمله كردى ، هجوم تو را
قوت
بخشد و اگر چيزى طلب كردى ، تو را يارى كند و اگر نقصى از تو آشكار شد ، آن
را
بپوشاند و اگر نيكى از تو ديد ، آن را به حساب آورد .
(بحار الانوار ، ج 44 ، ص 139)
69. هر كس قرآن بخواند ، يك دعاى مستجاب براى او مىباشد كه يا فورا اجابت
مىشود
و يا با تأخير .
(بحار الانوار ، ج 92 ، ص 204)
70. امام حسن ( ع ) : پيامبر خدا فرموده است : هر كس آية الكرسى را بعد از
نماز
واجب بخواند ، تا نماز بعد در پناه و حفاطت خداست .
(مجمع الزوائد و منبع الفوائد ، ج 10 ، ص 102)
71. هر روزهدارى هنگام افطار يك دعاى اجابت شده دارد . پس در اولين لقمه
افطار
بگو : به نام خدا ، اى خدايى كه آمرزش تو فراگير و وسيع است ، مرا ببخش .
(اقبال الاعمال ، ص 116)
72. امام حسن ( ع ) : پيامبر خدا فرموده است : كسى كه بعد از خواندن نماز
صبح
در همان محل بنشيند و مشغول ذكر خدا شود تا خورشيد طلوع كند ، براى او پرده
و مانعى از آتش عذاب الهى خواهد بود .
(تيسير المطالب ، ص 350)
73. به درستى كه هر كس طالب عبادت باشد ، خود را براى آن آراسته و پاك
مىكند .
(تحف العقول ، ص 236)
74. سزاوار مرد روزهدار اين است كه ريشش را رنگ كرده و لباسش را خوشبو كند
، و
سزاوار زن روزهدار اين است كه موى سرش را شانه كرده و لباسش را خوشبو كند
.
(الخصال ، ص 61)
75. از پدرم شنيدم كه پيامبر خدا فرموده است : هر كس در قضاى حاجت برادر
دينى خود
كوشش كند ، مانند اين است كه نه هزار سال خدا را عبادت كرده باشد در حالى
كه
روزها روزه و شبها مشغول عبادت باشد .
(الفقيه ، ج 2 ، ص 189)
76. زكات دادن هرگز موجب كم شدن مال نمىشود.
(دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 246 - 264)
77. از پروردگارم شرم مىكنم از اينكه ملاقات كنم او را و حال آنكه من
پياده به
زيارت خانه او نرفته باشم .
(حلية الاولياء ، ج 2 ، ص 37)
78. به حضرت عرض شد چرا شما هرگز نيازمندى را نااميد بر نمىگردانيد ، اگر چه
سوار بر شتر باشيد ؟ فرمود : خود من هم محتاج و نيازمند درگاه خداوند هستم و
دوست دارم كه خداوند مرا محروم نگرداند و شرم دارم در حالى كه نيازمند
هستم ،
نيازمندان را نااميد كنم . عادت خداوند اين است كه نعمتهايش را بر من
ارزانى
بدارد و عادت من هم اين است كه نعمتهايش را به بندگانش عطا كنم ، و
مىترسم
كه اگر از اين عادت خود دست بردارم خداوند هم دست از عادت خود بردارد .
(نور الابصار ، ص 123 - كنز المدفون ، ص 434)
79. وقتى يكى از شما دوستش را ملاقات مىكند ، بايد جاى نور در پيشانى او را
ببوسد .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 110)
80. آنكس كه مرگش فرا رسيده ، مهلت مىطلبد تا گذشته را جبران كند و آنكس
كه
مرگش فرا نرسيده و براى عمل صالح فرصت دارد ، امروز و فردا مىكند .
(تحف العقول ، ص 236)
81. اى كسانى كه اهل خوشگذرانى و لذات دنيا هستيد ، بدانيد كه اين لذات
باقى
ماندنى نيست ، و مغرور شدن به سايهاى كه زوال پذير است ، حماقت است .
(اعلام الدين ، ص 241)
82. بيشترين عفو و بخشش كريم وقتى است كه خطاكار نتواند براى خطاى خود
عذرى
بياورد .
(اعلام الدين ، ص 297)
83. كسى كه خدا را بشناسد ، او را دوست مىدارد و كسى كه دنيا را بشناسد ، در
آن زهد
مىورزد . و شخص مؤمن عمل لهو و بيهوده انجام نمىدهد مگر وقتى كه غافل
مىشود ، و
هنگامى كه متوجه كار بيهوده خود شد ، محزون مىگردد .
(تنبيه الخواطر و نزهة النواطر ( مجموعه ورام ) ، ج 1 ، ص 52)
84. كسى كه بندگى خدا كند ، خداوند همه چيز را بنده او مىكند .
(تنبيه الخواطر و نزهة النواطر ( مجموعه ورام ) ، ج 2 ، ص 108)
85. كسى كه كارهاى نيك خود را مىشمارد ، احسان و كرامتش را از بين مىبرد .
(بحار الانوار ، ج 74 ، ص 417)
86. از آن حضرت در باره سكوت سؤال شد ، فرمود : سكوت پرده نادانى و زينت
آبرو
و عزت است و كسى كه سكوت مىكند راحت و آسوده ، و همنشين او در امان است
.
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 111)
87. مردى از امام حسن ( ع ) درخواست راهنمايى كرد . امام ( ع ) به او
فرمودند :
مرا ستايش نكن كه نسبت به خودم از شما آشناترم ، و دروغگو هم نشمار كه نظر
دروغگو بىارزش است ، و نزد من غيبت هيچ كس را نكن .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 109)
88. اى پسر آدم از اعمال حرام دورى كن تا شخص عابدى باشى ، و به آنچه
خداوند
روزى تو كرده خوشنود و راضى باش تا بىنياز باشى ، و حق همسايگى را در باره
همسايهات مراعات كن تا مسلمان باشى ، و آنچنان با مردم رفتار كن كه دوست
دارى با تو رفتار شود تا شخص عادلى باشى .
(بحار الانوار ، ج 78 ، ص 112)
|
|  |
|  |