عقیقه برای امام حسن (علیه السلام)(362 مجموع کلمات موجود در متن) (477 بار مطالعه شده است) 
عقیقه
هفت
روز از ولادت سبط اکبر پیامبر گذشت . همگی خوشحال و مسرور بودند و به پدر و مادرش
تبریک و تهنیت می گفتند . روز هفتم رسول خدا (ص) دستور داد گوسفندی تهیه کردند . آن
گاه با دست مبارک خویش گوسفندی را برای نوه اش عقیقه نمود .
نقل
شده است که امام صادق علیه السلام فرمود : جدم رسول خدا (ص) در مورد عقیقۀ عمویم
حسن بن علی علیه السلام فرمود :
به
نام خداوند ، این گوسفند عقیقه از جانب حسن علیه السلام است .
سپس
در حین کشتن گوسفند ، این دعا را قرائت کرد: «بار خدایا! استخوانش را به جای
استخوان او و گوشتش را به جای گوشت او ، خونش را به جای خون او ومویش را به جای
مو او عقیقه میکنم . خدایا ! این عقیقه را پناه و نگاهبان محمد و آل محمد قرار ده »
آن
گاه فرمود : بخورید آن ها را و اطعام کنید و یک ران آن را برای قابله بفرستید . در
همان روز رانی از گوشت عقیقه را به همراه یک دینار طلا به قابله دادند و بعد از آن
موی سر فرزند هفت روزه اش را تراشیدند و به اندازۀ وزن آن ها نقره در راه خدا صدقه
دادند ، آن گاه سر مبارکش را با ماده ای خوشبو به نام« خلوق »آغشته نمودند ؛ این
کار یعنی آغشته نمودن سر فرزند هفت روزه به خلوق بعد از تراشیدن در اسلام سنتی جدید
بود ، زیرا در فرهنگ جاهلیت سر کودک را به خون آغشته می کردند .
پیامبر (ص) در این مورد به أسماء بنت عمیس فرموند:
«ای
اسماء! آغشته به خون نمودن سر نوزاد از کارهای نا پسند مردم جاهلیت است .»
|